1
نظرات

 

وصیت نامه سردار شهید محمّد باقر مشهدی عبادی

بسم الله الرحمن الرحیم

«ما تا آخر عمر با آمریکا می جنگیم»  

                                                                                                      امام خمینی (ره)

«اهل الدنیا کربک سیار یهم وهم قیام»

اهل دنیا سواری هست که سیر داده می شوند ولی آنها در خواب هستند.

                                                                                                       حضرت علی (ع)

چه خوش است دست از جان شستن و دنیا را سه طلاقه کردن،از همة قید و بند اسارت حیات آزاد شدن بدون همّ بر علیه ستمگران جنگیدن،پرچم حقّ را در صحنة خطر و مرگ بر افراشتن،به همة طاغوتها و باطل ها و تمامی نا حقّ ها نه گفتن،با سینة باز و با مســرّت و شادی به استقبال شهادت رفتن،. . . دوست دارم که کــوله بار خود را از غــم و اندوه و درد و رنج انباشته بدوش کشــم و شنا کنـان سوی ساحل مرگ بروم.


ادامه مطلب
موضوع: وصیت-نامه ارسال شده در: پنجشنبه، 20 آبان ماه ، 1389 نسخه قابل چاپ
1
نظرات

 

زنگ کلاس به صدا در آمد و بچه ها وارد کلاس شدند ، این زنگ درس انشاء داشتیم و همه ما منتظر بودیم تا معلم به کلاس بیاید و موضوع انشاء را روی تخته سیاه بنویسد. وقتی معلم وارد کلاس شد همه بچه ها بلند شدند . معلم با کت شلوار قهوه ای و کیف مشکی که همیشه با خود داشت وارد کلاس شد. به بچه ها گفت بفرمائید بنشینید ، بچه ها هم نشستند .


ادامه مطلب
موضوع: خاطرات ارسال شده در: پنجشنبه، 20 آبان ماه ، 1389 نسخه قابل چاپ
0
نظرات

   

حاج احمد گفت: تو خجالت نمی‌کشی؟

حاج احمد با لحن گلایه‌آمیز گفت: شنیدم می‌خواهی از پیش ما بروی. سرم را پایین انداختم و گفتم: با اجازه شما. هنوز سرم را بلند نکرده بودم که با قاطعیت تمام گفت: تو خجالت نمی‌کشی؟
مدت ماموریتم در کردستان رو به اتمام بود و داشتم خودم را آماده برگشتن به تهران می‌کردم.
وقتی علیرضا ناهیدی و دیگر مسئولین واحد ادوات از جریان باخبر شدند، قضیه را با حاج احمد در میان گذاشتند. گفته بودند: این چندنفر که در واحد خمپاره کار کرده و آموزش دیده‌اند، می‌خواهند تسویه کنند و بروند، شما صحبتی با آنها بکنید، شاید منصرف شوند تا کار واحد ادوات سپاه مریوان لنگ نماند.
در یکی از همان روزها، در منطقه “سروآباد ” مشغول کار روی یکی از خمپاره‌های روسی بودم که از دور، ماشین حاج احمد را دیدم .به سرعت به سمت ما می‌آمد.


ادامه مطلب
موضوع: خاطرات ارسال شده در: پنجشنبه، 20 آبان ماه ، 1389 نسخه قابل چاپ
0
نظرات

 

بسمه تعالی

( فرازهایی از وصیت نامه شهید غلامرضا نظری )

 

( آنقدر به جبهه می روم و می جنگم تا شهید شوم . )

 

ای جوانان نکند در رختخواب ذلت بمیرید که حسین ( ع ) در میدان نبرد شهید شده ، ای جوانان مبادا در غفلت بمیرید که علی ( ع ) در محراب عبادت شهید شد و مبادا در حال بی تفاوتی بمیرید که علی اکبر حسین ( ع ) در راه امام حسین ( ع ) شهید شد ... در امام بیشتر دقیق شوید و سعی کنید او را بیابید و خود را تسلیم سازید ، سلام مرا به رهبر عزیز برسانید و بگوئید تا آخرین قطره خونم سنگر اسلام را ترک نخواهم کرد .

خدایا و بارالها و معبودا و معشوقا و مولایم من بیصبرانه دوست دارم چشمهایم را دشمن در اوج دردش از حدقه و دستهایم را قطع کند پاهایم را از بدن جدا سازد و قلبم را در آماج رگبارهایش کند و سر مرا از تن جدا نماید ، گرچه چشمها و دستها و پاها ، قلب و سینه و سرم را از من گرفته اند اما یک چیز را نتوانسته اند از من بگیرند و آن ایمان و هدفم است که عشق به الله و معشوقم و به مطلق جهان هستی و عشق بر شهادت و به امام و اسلام است .

                                                                              

                                                              خدایا خدایا تا انقلاب مهدی خمینی را نگهدار

 


ادامه مطلب
موضوع: وصیت-نامه ارسال شده در: پنجشنبه، 20 آبان ماه ، 1389 نسخه قابل چاپ
0
نظرات

 

وصیت نامه شهید محمد رضا موحد دانش

بسم الله الرحمن الرحیم

سلام بر امام زمان و درود بر شهیدپروران راه خدا و مرگ بر کفار . اکنون شما که این نامه را می خوانید خدا میداند که در کجا بسر میبرم اما از شما می خواهم که بدون اینکه کوچکترین ناراحتی را به خود راه دهید این نامه را بخوانید ، من حسرت یک آخ را بر دل دشمن گذاشتم شما هم با صلابت خودتان داغ دیگری بر دل دشمن بگذارید ، من خوشحالم که جانم را نثار اسلام و مکتب محمد ( ص ) و علی ( ع ) میکنم و افتخار میکنم که ایدئولوژی من اسلام است اسلامی که به من فهماند چگونه بیندیشم و چگونه راهم را انتخاب کنم ، خمینی کبیر با انقلابی که همراه خود آورد باعث شد من از این بعد بیرون بیایم و بتوانم با اسلام از بعد مذهبی بیشتر برخورد کنم ، اکنون در این زمان از انقلاب امام ما هل من ناصر ینصرنی صدا میزند بر ملت مسلمان ایران واجب است که بر این پیام امام لبیک بگویند و این درخت را با خون خود سیراب کند .


ادامه مطلب
موضوع: وصیت-نامه ارسال شده در: پنجشنبه، 20 آبان ماه ، 1389 نسخه قابل چاپ