به وب سایت شهدای ایران زمین خوش آمدید

هدف از ایجاد این وب سایت آشنایی نسل جدید بچه های ایران با نسل گذشتشون یعنی جنگ و جبهه و شهادت هست . که ما یعنی سایت شهدای ایران زمین تمام تلاش خودمون رو می کنیم تا حتی یک نفر از چند صد نفری که روزانه چه مستقیم و چه غیر مستقیم وارد سایت می شوند بتوانند مطالب سایت رو که شامل زندگینامه ، وصیت نامه و ... در باره شهدا می باشد رو مطالعه کنند تا بفهمند اون جوان هایی که هم سن ما و یا حتی کوچکتر بودن پرای چی  زندگی خودشون رو فدای جنگ و مقاومت کردند.

به امید روزی که برای پاسداشت بزرگ مردی های این شهدای عزیز همه ی ما گامی حتی کوچک در راستی معرفی آنها به دیگر نسل ها برداریم و سپاس گذار آنها باشیم.

  دوستان وبمستر عزیز که سایت یا وبلاگ دارند می توانند برای سپاس از شهدا بنر وب سایت ما را در سایت خودشان قرار دهند

2
نظرات
خلاصه زندگینامه شهید حجت الاسلام و المسلمین احمد هاشمی : ( در سال1339 بود كه كبودراهنگ به نور ميلاد شهيد احمد هاشمي روشن گرديد. او در خانواده‌اي متدين و مذهبي چشم به جهان گشود و از همان ابتدا با محبت خاندان نبوت رشد و پرورش يافت. هنوز كودكي نورسيده بود كه داغ از دست دادن پدر بر دلش فرو نشست. او با تلاش مضاعف مادرش در مسير صحيح زندگي حركت نمود و وارد مدرسه نظامي كبودراهنگ گرديد. مقطع راهنمايي را در پايگاه شهيد نوژه گذراند و دوران متوسطه را در دبيرستان ابن سيناي همدان سپري كرد. در سال 57 همزمان با اخذ ديپلم به جمع مبارزين انقلابي پيوست و عليه رژيم پهلوي به فعاليت پرداخت. با پيروزي انقلاب اسلامي به قم عزيمت كرده و كسب علوم ديني را برگزيد. با شروع جنگ تحميلي از سوي حوزه علميه قم به جبهه‌هاي جنگ عزيمت كرده و عاشقانه در عمليات‌هاي بزرگي چون ثامن الائمه شكست حصر آبادان، طريق القدس، رمضان و بسياري ديگر شركت نمود. شهيد هاشمي همواره در تلاش و تكاپو جهت كسب رضايت حق تعالي بود به همين خاطر در مناطق مختلف جنگي به مجاهدت و پايداري مي‌پرداخت و لحظه‌اي از مسير حق و حقيقت جدا نمي‌گرديد. او آن‌قدر در كسوت يك رزمنده شهادت طلب در جبهه دين خدا مبارزه نمود، تا آنكه سرانجام در عمليات كربلاي يك كه به منظور آزادي شهر مهران حاضر شده بود به مقام رفيع شهادت نائل شد.)
ادامه مطلب
موضوع: زندگینامه ارسال شده در: يكشنبه، 24 خرداد ماه ، 1394 نسخه قابل چاپ
سجاد دلیر
0
نظرات
نازنینا غم هجران تو دلگیرم کرد     شرح هجران و فراق تو ورق گیرم کرد

موج دریای غمت سخت به پهلویم تاخت   آنچنانی که چو کشتی زمین گیرم کرد

عشق پاکت به خداوند چنان مستم کرد    که سر خوان خلوص تو نمک گیرم کرد

بلبل باغ ولا بودی و از روی صفا      روح ریحان صفت سخت چمن گیرم کرد

ماه رویت همه شب در دل خود جلوه گرم      بخداوند ازل راه تو رهگیرم کرد

شهره شهر شدم بس که زعشقت گفتم     کان چو لیلی همه شب عاشق و تب گیرم کرد
ادامه مطلب
موضوع: شعر-شهدا ارسال شده در: يكشنبه، 24 خرداد ماه ، 1394 نسخه قابل چاپ
1
نظرات
آخـــــــــــــــريــــــن ديــــــــــــــدار آخرين باري كه خداوند متعال به اين حقير توفيق زيارت رزمندگاني جان بر كف چون : شهداي والامقام غلامحسين محمودي محمد قاسم تقي زاده رحمت الله زارع علي اكبر سجاديان وحسين فاني را داد 3 دي 1365ساعاتي قبل ازشروع عمليات كربلاي 4 بود كه به محل استقرارگردان فجرلشكر33 المهدي عجل الله تعالي فرجه و الشريف واقع درمحدوده جزيره مينو درخرمشهررفتم تا رسيدم مشاهده كردم كه آنان با تجهيزات كامل آماده حركت بسوي محورعملياتي هستند.ضمن اينكه داراي روحيه لطيف و عميقي بودند.حال خاصي داشتند.وبرخورد هاي عاطفي اشان بيشتر شده بود.همين نشانه ها مرا به فكربرد كه شهادت عزيزان نزديك است.اين آخرين باري بود كه آنان را ديدم موقع خدا حافظي با حال عجيبي مرا درآغوش گرفتند وحلاليت طلبيدند واينگونه سابقه نداشت. يادشان گرامي و شفاعتشان نصيبمان باد.جهت شادی روح شهداء صلوات

محمد    امين پور

ادامه مطلب
موضوع: یاد-و-خاطره ارسال شده در: يكشنبه، 24 خرداد ماه ، 1394 نسخه قابل چاپ

0
نظرات

نـــان خــشــک
روز1362/4/28باتفاق برادر شهيد علي خرم وبرادرعباس فتح الهي اعضاي گردان مالك اشتر جمعي لشكرخط شكن33 المهدي(عجل الله تعالي فرجه الشريف) استان فارس بوديم كه درعمليات پيروزمندانه والفجر2حضورداشتيم درابتدا 48 ساعت قبل ازشروع عمليات از( پسوه) حومه پيرانشهراستان آذربايجان غربي تا محورعملياتي (پادگان حاج عمران عراق) پادگان حاج عمران درموقعيتي سوق الجيشي واقع شده است ; بدين ترتيب كه از شمال به ارتفاعات چنارستان و كلاشين , از جنوب به ارتفاعات بسيار مرتفع سكران و كدو و از شرق به ارتفاعات تمرچين و شهر مرزي پيرانشهر , و از غرب به تنگه دربند و شهر چومان مصطفي عراق , محدود مي شود. (24) ساعت داخل خاك خودمان و( 24)ساعت هم داخل خاك دشمن بعثي با استتاركامل بدليل اينكه منطقه كوهستا ني وصعب العبوربود پياده طي كرديم.ساعت 1بامداد روز29/4/1362عمليات والفجر2با رمز «یا الله» آغاز شد. محورعملياتي(محل آموزش منافقين كوردل به دست بعثي ها) بود.محورخيلي دشواري بود دشمن نيزاز قبل روي آن حساب ويژه بازكرده بود.ما نيزآن محل را همانند ديگرنقاطي كه ازدست دشمن بعثي بدون درد سرفتح كرده بوديم ميدانستيم .سخت درگيرشديم. آنها نيز مقاومت شديدي داشتنند.چون با نيروي زياد همراه با تجهيزات كامل ومهمات لازم سرتپه مستقروبالاي سرما نيز قرارداشتنند كاملا"برما مسلط بودند با سرعت نارنجك و..مي ريختنند برسرمان ماهم درتلاش بالا رفتن ازتپه بوديم كه شديدا" مورد اثابت تركش نارنجك و... آنان قرارميگرفتيم .عده زيادي ازما شهيد ومجروح شدند قراربود نيروي كمكي برسد.اما بدليل صعب العبوربودن منطقه نرسيد كه به همين منظورازفرماندهي دستوررسيد برگرديم عقبه(مقرتاكتيكي)براي تجديد قوا نيروها رفتنندعلي بيسيم چي گردان بهمراه فرماندهي بود.من تاآنجائي كه توانستم مجروح ها را براي حفظ جانشان به داخل يك شياركه درهمان نزديكيها بود بردم عباس ازناحيه دست آسيب ديده بود ضعف بسيارشديدي داشت.خود من هم ضمن اينكه تقريبا"بمدت48ساعت فعاليت پي درپي با نبود تغذيه ضعف داشتم خود را ملزم دانستم عزمم را جزم كرده تا به هرنحوي عباس را ازمعركه به عقبه ببرم درحين راه دشمن بعثي بر ما آتش بسيار سنگيني گشود كه تيرازتمام اطرافمان حتي بين دوپاهايمان كه حين راه رفتن نيز جابجا ميشد رد ميگرديد درطول مسيردائما"آيه9ازسوره مباركه يس وجعلنا من بين ايديهم سد"ومن خلفهم سدا"فا غشينهم فهم لا يبصرون : مادر پيش روي آنها مانعي قرارداديم ودرپشت سرشان مانعي(نه راه پيش دارد ونه راه بازگشت نيز ودرهمان وضعيت چشمان آنها را پوشانديم لذاچيزي را نمي بينند ).( وضع مستكبران وپيروان آنها نسبت به حقايق جهان اينگونه است). ميخوانديم. وبدون مكث بطوراتوماتيك آيه فوق الذكرتلاوت ميگرديد. انگار مكث و يا قطع آن دست خودمان نبود با توجه باينكه هنگام ورود.ازعقبه تا محل درگيري ساعات زيادي( كيلومترها راه) را پياده طي كرده بوديم ولي به اذن حق تعالي حين برگشت ازهمان مسير راه نيز بر ما آسانتر شده بود.وقتي رسيديم به عقبه نزديك به اذان صبح بود.علي درفراقمان خيلي ناراحت شده بود.با توجه به اينكه خود زودترازما رسيده وخسته بود.درآن شب تاريك مطلق درانتظارمان بيدارمانده بود.وقتي متوجه حضورمان درنزدش شد.خيلي خوشحال گرديدعين يك پدركه فرزندان خودرامدتها گم كرده بود.بامسرت دربغل گرم خود قرارداد. ومقدارنان خشكي كه خود نيز نميدانست آغشته به خاك است دريك نايلون داشت به ما داد وصرف نموديم كه در آن لحظه ازنظرما لذيذترين غذا بودسپس قدري نيرو كه پيداكرديم نمازصبح را خوانديم.سپس ازفرط خستگي وگرسنگي زياد نزد يار با وفا خوابيديم و لحظاتي بعد قبل ازطلوع آفتاب چون منطقه فوق ازناحيه دشمن بعثي بمب باران ميشد با بالگرد به پيرانشهرانتقالمان دادند.سپس باوسيله نقليه ترابري لشكر بــه ( پادگان جلديان) شهرستان نقده برگشتيم . روحشان شاد ويادشان گرامي.
محمد امین پور



ادامه مطلب
موضوع: یاد-و-خاطره ارسال شده در: يكشنبه، 24 خرداد ماه ، 1394 نسخه قابل چاپ
ویدئو کلیپی از شهیدان
0
نظرات
با سلام خدمت دوستان محترم ؛
به درخواست بعضی از دوستان که درخواست ویدئو کلیپ کرده بودن از شهدا، یک کلیپ واسه دانلود قرار میدیم امید است این فیلم باعث تاثیر در زندگی تمامی جوانان قرار گرفته بگیرد.


ادامه مطلب
موضوع: فیلم-و-کلیپ ارسال شده در: جمعه، 9 آبان ماه ، 1393 نسخه قابل چاپ