به وب سایت شهدای ایران زمین خوش آمدید

هدف از ایجاد این وب سایت آشنایی نسل جدید بچه های ایران با نسل گذشتشون یعنی جنگ و جبهه و شهادت هست . که ما یعنی سایت شهدای ایران زمین تمام تلاش خودمون رو می کنیم تا حتی یک نفر از چند صد نفری که روزانه چه مستقیم و چه غیر مستقیم وارد سایت می شوند بتوانند مطالب سایت رو که شامل زندگینامه ، وصیت نامه و ... در باره شهدا می باشد رو مطالعه کنند تا بفهمند اون جوان هایی که هم سن ما و یا حتی کوچکتر بودن پرای چی  زندگی خودشون رو فدای جنگ و مقاومت کردند.

به امید روزی که برای پاسداشت بزرگ مردی های این شهدای عزیز همه ی ما گامی حتی کوچک در راستی معرفی آنها به دیگر نسل ها برداریم و سپاس گذار آنها باشیم.

  دوستان وبمستر عزیز که سایت یا وبلاگ دارند می توانند برای سپاس از شهدا بنر وب سایت ما را در سایت خودشان قرار دهند

0
نظرات

 

ارسالی توسط کاربر عزیزی که نام خودشان را با نام مهمان درج کرده بودند :

سال ۷۳ و پايان ترم دوم دانشگاهم بود  بعد از غروب آفتاب داخل اتاق خوابگاه با چند نفر از هم كلاسيهايم نشسته بودم ، احساس كردم كسي پشت شيشه ي درب اتاق ايستاده ولي در نمي زند . درب اتاق را باز كردم با تعجب ديدم محمد رضا پسرعمه ام است .اين حضور او در آنجا اصلا طبيعي نبود ولي من به خاطر علاقه اي كه به او داشتم اصلا فكر نمي كردم كه او براي دادن خبر مهمي آنجا آمده باشد .

 


ادامه مطلب
موضوع: خاطرات ارسال شده در: سه شنبه، 7 مرداد ماه ، 1393 نسخه قابل چاپ
شعر شهدا- علی دولتیان
0
نظرات
چند بیت شعر ارسال شده توسط کاربر محترم علی دولتیان درباره شهدا که با نام این عزیز در در سایت درج شده با تشکر از شما دوستان و عزیزان :

ازهیبت آن مرد زمین می لرزید

زیر قدمش گشت و کمین می لرزید

در منطقه هر گاه که می رفت به گشت

سوگند ندارد تن مین می لرزید

علی دولتیان

***

مثل آن روز که رفتی همه جا غم دارد

خانه یک حال وهوایی چو محرم دارد

مهر وسجاده وتسبیح تو وقرانت

نیمه شبها نفس گرم تو را کم دارد

علی دولتیان


ادامه مطلب
موضوع: ارسال شده در: سه شنبه، 7 مرداد ماه ، 1393 نسخه قابل چاپ
0
نظرات

شهید عارف فرزانی ، فرزند آذر و کلثوم خورشیدی ، در 11 شهریور 1339 در مهربان ، استان آذربایجان شرقی ، به دنیا آمد. پدر و مادر وی اصالتاً اهل مهربان ، از شهرهای آذربایجان شرقی،بودند .با تولد عارف پدر وی اسم او را از قرآن انتخاب کرد . عارف تحصیلات خود را تا پایان دوره ابتدایی به پایان برد ، سپس در نزد پدر بزرگش ، حاج حسین ،در بازار آهنگران تهران به کار نایلون زنی مشغول گردید .

فرزانی در بحبوحه مبارزات مردمی برای پیروزی انقلاب اسلامی با وجود سن کم در تظاهرات و راهپیماییها حضورمی یافت . در روزهای پیروزی انقلاب اسلامی ، در جریان تسخیر پادگان جی توسط مردم در کنار مردم بود .او در همان ایام در پادگان حر تهران مشغول گذراندن دوره خدمت سربازی بود.

فرزانی پس از پیروزی انقلاب اسلامی با عضویت در بسیج مسجد حجت ،واقع در خیابان حسام الدین ، فعالیتهای انقلابی و فرهنگی اش را در آن مسجد متمرکز ساخت . همان ایام به صورت قراردادی به استخدام شرکت واحد اتوبوسرانی تهران وحومه در آمد .وی در 9 بهمن 1361 از بسیج پایگاه مقداد،واقع در میدان جمهوری ،به جبهه های نبرد اعزام شد و پس از چند ماه حضور مؤثر در خطوط مقدم سرانجام در 24 فروردین 1362 در منطقه عملیاتی ابو غریب بر اثر اصابت ترکش خمپاره به ناحیه سر به شهادت رسید .پیکرش پس از انتقال به تهران در قطعه 28 بهشت زهرا به خاک سپرده شد.

گفته اند وی انسانی مذهبی و با ایمان بود و همواره به رعایت اصول و موازین اسلامی و اخلاقی تأکید می کرد  و حفظ حجاب اسلامی را نیز ضروری می دانست .

هم اکنون خانواده وی در خیابان حسام الدین تهران زندگی می کنند . پدر شهید هم از دنیا رفته است.


ادامه مطلب
موضوع: زندگینامه ارسال شده در: سه شنبه، 7 مرداد ماه ، 1393 نسخه قابل چاپ
0
نظرات

در ادامه بخشی از خاطرات همسر این شهید بزرگوار به نقل از پایگاه خبری شهدای ایران روایت می شود:

من نمیدونم باید از کجا شروع کنم. از روزهای جنگ یا از این روزهای شلوغ و دود گرفته. یه روز یه جنگی بود یه آدمهایی بودن همه چیز رو رها کردند و رفتند جنگیدند .زن .بچه .همه چی .

یادم نمیره رزمنده ای رو که در جبهه های همین مملکت می جنگید همسر وفرزندش تو همین شهر در حال التماس به صاحبخونشون بودن .دو روز دیگه مهلت بده شوهرم بر میگرده از جنگ به خدا کرایه خونه تون رو میده اگه نداد بعد اسبابای من رو بریز بیرون از این ور قسم و آیه از اون ور  دل سنگی و قساوت بالاخره با وساطت اهالی محل اون زن چند روز مهلت گرفت. همسرش اومد اما خودش نه خبر شهادتش .خدای من حالا باید چیکار کنه؟

 ادامه مطلب...


ادامه مطلب
موضوع: خاطرات ارسال شده در: سه شنبه، 7 مرداد ماه ، 1393 نسخه قابل چاپ
0
نظرات

                                         


علی گفت من خلبان هواپیمای اف 14 هستم فرمانده ام امام است هر جا که او امر کند من آنجا هستم تو زندگی من حرف اول و آخر را امام میزند سرباز امام هستم هر جا او فرمان دهد هواپیمای من آنجا خواهد بود.

درجه: سروان

تاریخ تولد: 1343/1/1

رسته: خلبان اف 14

محل تولد: شهر ری

نام: علی

تاریخ استخدام: 1361/9/20

نشان: اقبالی مقدم

تاریخ شهادت: 1370/12/7

نام پدر: علی مصطفی

محل شهادت: اصفهان

 


ادامه مطلب
موضوع: زندگینامه ارسال شده در: سه شنبه، 7 مرداد ماه ، 1393 نسخه قابل چاپ